تلاش آگاهانه و ضرورت توجه به رویکرد فرایندی در توسعه
24
اردیبهشت

مطلب : تلاش آگاهانه و ضرورت توجه به رویکرد فرایندی در توسعه

تلاش آگاهانه و ضرورت توجه به رویکرد فرایندی در توسعه

یادداشت هفتگی هاشم راعی مشاور و مدرس مدیریت

خستگی امانش را بریده ، هر چه بیشتر تلاش می کند کمتر بدست می آورد…
با خودش می گوید نکند راه را اشتباه رفته وگرنه بعد از این همه سعی و تلاش باید به جایی میرسید.
اغلب ما این حالت را تجربه کرده ایم و یا شاهد این حالات در اطرافیانمان بوده ایم.
خیلی وقتها ولع زود رسیدن آنقدر در ما زیاد شده که به جهت و سمت و سوی حرکت توجه نکرده ایم.

محور مختصات را یادتان هست.
من فکر میکنم هر انسانی در بدو تولد در نقطه صفر متولد می شود و رفته رفته که دارای قدرت تشخیص و ادراک میشود جهت حرکتش را انتخاب میکند.
اگر از سمت راست برود رو به سوی مثبت بینهایت دارد یعنی منتهای خوبی و راستی و نور
اگر از سمت چپ برود رو به سوی منفی بینهایت دارد یعنی منتهای بدی، ناراستی! و ظلمت!

رو راست بودن اصطلاحی است که بارها شنیده ایم.
این اصطلاح به همان جهت درست و مسیر راستی و نور اشاره دارد.
جا دارد واژه فرهنگ را نیز در همین مقوله ی حرکت به سمت و سوی نور و روشنی بیاوریم.
فرهنگ از دو کلمه فر به معنی نور و هنگ به معنی عزم و اراده و قصد ساخته شده است.
حرکت فرهنگی رفتن از تاریکی به سمت نور است.

و انسان با فرهنگ کسی است که عزم رفتن و رسیدن به نور و روشنی را دارد.

حالا به یک مثال توجه کنیم. تصور کنید ماشین گران قیمتی را به یک راننده ماهر می سپارید و از او می خواهید فردا در فلان شهر جنوبی آنرا به مالک جدیدش تحویل دهد.
فردا مالک جدید تماس میگیرد و از اینکه هنوز ماشین به دستش نرسیده ناراحت است و نگران.
به راننده تماس می گیرید و اون نام یک شهر شمالی را می آورد که به آنجا رسیده!
تاکید می کند که در طول راه قوانین را کاملا رعایت کرده و به ماشین هم هیچ آسیبی نرسیده!
شما با تعجب به او می گویید که راه را اشتباه رفته

( انتخاب مسیر درست= اثربخشی ) 

و او مدام از عملکرد درستش در انجام رانندگی می گوید.

(انجام کار درست= کارائی )

بهترین کارائی ها هم بدون داشتن مسیر و جهت درست محکوم به فنا و نابودیست.

کار خدمه قسمت موتورخانه کشتی از جنس کارایی است و کار کاپیتان کشتی که مسیر و جهت حرکت را مشخص می کند از جنس اثر بخشی است.

اگر هدف یک ناخدای کشتی حمل یک محموله ی خطرناک به یک مقصد خطرناک باشد بعید است که خدمه بپذیرند کارائیشان را صرف این نوع اثر بخشی کنند.
مگر فریب خورده باشند و یا با اطلاع قبلی شریک جرم باشند.

هر چه میزان آگاهی افراد جامعه نسبت به چشم انداز و جهت حرکت جامعه بیشتر باشد نگاه کل نگر و فرایندی در آن جامعه جایگاه بهتری خواهد داشت.
هم افزایی شکل خواهد گرفت و کلیه ی افراد کارائیشان بر مبنای هدف که همان مسیر درست و اثر بخشی جامعه است خواهد بود.

اینگونه است که نسبت به انحراف از مسیر واکنش نشان می دهند و اگر صدایشان به گوش ناخدا نرسد به شکل های مختلف دست به نافرمانی مدنی می زنند!
جامعه اینچنینی مستحق رشد و توسعه است چون مسیر درست را از نادرست تشخیص می دهد و پایش را به روی هر نقاشی که کف پیاده رو کشیده باشند نمی گذارد! 
و حاضر نیست در مسیری حرکت کند که پایانش جز مرگ و نیستی، دروغ، ریا ، تظاهر و فریب و … باشد.

امید آنکه همواره رو به راه خیر و نیکی باشیم ..
رو به جهت مثبت محور مختصات انسانیت و کمال …

هاشم راعی /مشاور و مدرس مدیریت و طراح دوره Mini MBA ۱۰x۱۰